تبليغاتX
تنهایی های من - 5- متهمان همیشه و فراموش شدگان امروز
 
تنهایی های من
 
 
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد
 

خدا نزدیک است و شادی نزدیک تر و فرشته ها بسیار، در روزگاری که میش ها می دانند چگونه گرگها را بفریبند بی آنکه لباس مبدل بپوشند

دلتنگی روزی تمام می شود و بر مزار غمها می توان فاتحه خواند، تنها گناه است که می ماند و دلهای شکسته ای که یادگار روزگاران دورند ، مهم نیست چند سال از مرگ خاطره ها بگذرد مهم این است که متهم به ثبت خاطره هایی شده ایم که ای کاش شیرین بود

کاش خوب بودیم ، خوب، قبل از آنکه الفبای بدی را مشق کنیم

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 21:57  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
 
  بالا