تبليغاتX
تنهایی های من
 
تنهایی های من
 
 
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد
 
از تو دلگیرم

نه برای آنکه گریه های گاه و بی گاهم را بی جواب گذاشتی

نه برای آنکه همیشه مصلحتت شکستن دلی بود که دلی نشکسته بود

نه برای آنکه جواب خوبی هایم را با بدی معنا کردی

از تو دلگیرم چون در تنهاترین لحظه ی تنهایی هایم تنهایم گذاشتی

از تو دلگیرم چون خدای دیگران بودی

از تو دلگیرم چون به حرمت آن فنجان چای داغ کنار حیات دل هم که بود باید پاسخ نگاه بی قرارم را می دادی و روی گرداندی

از تو دلگیرم چون به دل تلنگری از درد زدی و مرحمش را کنج پستوی آسمانت پنهان کردی

جادوی ماهت را ارزانی کدام بنده کردی که لایق بود؟

برای که سرود عشق خواندی؟

نگاه کدام بنده ات را جارو زدی و دلش را با غمها بیگانه تر کردی؟

من کدام دل را شکسته بودم که اینچنین مستحق تنهایی شدم؟

به کدام نگاه بی قرار پشت کرده بودم؟

دست رد به سینه ی کدام دل پر غم زده بود؟

برای کدام حرف درشت بندگانت پنبه در گوش گذاشته بودم؟

من که چون تو صبوری پیشه کردم چون تو گذشتم چون تو دلجویی کردم من که سخنی درشت نراندم شیشه ی دل کسی با دشنام نگفته ام ترک برنداشت

من دلگیرم

از تو که خدایی و بنده ات را چنین آزرده کردی دلگیرم

من دلگیرم اما باز چون تویی ندارم که گلایه هایم را ارزانی اش کنم

گلایه هایم هدیه ی امروز من به تو خدای آسمانهای بی کران

خود می مانم و دل شکسته و روزگار پر از بهانه ام و یک بغل تنهایی

رحمتت نثار شریعتی بزرگ

اما امروز فهمیدم اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم تو تنهایم می گذاری

 

................................................................................................

سلام

نمی دونم چرا این چند وقت زندگی من و غمهام برای آدمهایی مهم شده که حتی یه آدرس خشک و خالی هم از خودشون نمی ذارن

آقای بابک

من دروغ نگفتم اما دلیلی نداره همه از تار و پود زندگی هم با خبر بشیم

دلیلی نداره من غمهام رو توی بوق و کرنا کنم اینجوری حرمت غم از بین می ره

خیلی برام جالبه اینقدر در مورد من کنجکاو شدید که حتی کامنت های من توی وبلاگ یک دوست دیگه رو خوندید و با استناد به اون من رو متهم به دروغگویی کردید

من ادعا نمی کنم خدا رو دوست دارم من با تمام وجود می پرستمش و بندگیشو می کنم و تنها همدم لحظه های منه خدای بزرگ حق گلایه رو از من نگرفته بعد شمای بنده می خوای این حق رو از من بگیری

من از شکست عشقی حرف زدم چون توی این یک هفته توی خیلی از وبلاگها درباره ی قطع روابط خوندم می شه این قدر کوته بین نبود و هر غمی رو غم از دست دادن یک عشق ندونست

من شادم شما سعی کن به دنیای اطرافت مثبت نگاه کنی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 20:40  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
جوابیه ی دوم برای آقا یا خانم دوست

سلام

اولا اگه شما یه ایمیل یا آدرس وب بذارید من مجبور نیستم اینجا بهتون جواب بدم

دوما اگه به نیمه ی پر لیوان نگاه کنم چی به دست میارم؟

پدر و مادر من تاج سرمن تنها آدمهایی که از صمیم قلب و بی توقع من رو دوست داشتن تنها کسانی هستند که حتی اگه آزارشون بدم منو آزار نمی دن

پدر و مادر فرق می کنن دوست ناشناس من

من درباره ی آدم نماهایی گفتم که بویی از شرافت نبرده اند کسایی که فقط تا نوک بینیشون رو می بینند و خودخواهی تنها افتخار زندگیشونه

من دلیلی نمی بینم تسلیم بشید یا پیروز چه سود و زیانی به حال من داره؟

من نه سیاه بختم نه افسرده فقط زندگی بهم درسهایی داده که توی هیچ مدرسه یا دانشگاهی نمی تونستم یاد بگیرم

تنهایی زیباترین لحظه های زندگیه منه من همیشه هم غم رو مهمون تنهاییم نمی کنم

هر کسی توی زندگیش گاهی در برابر غم ایست می کنه و بعد غم رو رد می کنه و به شادی می رسه

این برهه از زندگی من در برابر غم ایستادم و دارم مبارزه می کنم کسی از زندگی شاد بیزار نیست اما گاهی شرایط فرق می کنه

امیدوارم مفهوم حرفهام رو درک کنید

-----------------------------------------------------------------------

جوابیه ی سوم برای آقا یا خانوم دوست

سلام

من الان هم زندگیه آرومی دارم روح مشوشم نیاز به آرامش داره که کسی جز خودم نمی تونه آرامش رو که به نظر من بهترین موهبت الهیه بهش هدیه کنه

آدمهای دور و بر من همه نجیب و انسان بودن هیچ وقت عادت ندارم در برخورد اول کسی رو توی ذهنم زشت جلوه بدم همه برای من سفیدن مگر اینکه خودشون یه شخصیت خاکستری نشون بدن هیچ آدمی سیاه نیست

غم زندگیه من حاصل بچگی و لجبازیه خودمم هست اینکه همیشه خواستم همه چیز رو تجربه کنم حتی سیاهی ها رو

من برای غمهام دنبال مقصر نمی گردم

خدا بزرگه شادیها توی راهن مطمئنم این رو از نگاه خدا که توی لحظه هام پنهونه حس می کنم

فقط یه اعتراف دوست ندیده و نشناخته ی من

نمک روی زخم دلم پاشیدی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 22:20  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
یه جوابیه برای آقا یا خانوم دوست :

سلام

اگه از نوشته هام غم می باره به خاطر غمیه که روزگار خواسته یا ناخواسته به روح و جسمم تزریق کرده

اگه زندگی سیاه نیست صد در صد سفید هم نیست

از نظر من نیمه ی خالیه لیوان زندگی بیشتر از نیمه ی پرشه

شاید اگه از آدمهای این دنیا یه ذره شرافت یه ذره معرفت یه ذره محبت بی منت دیده بودم زندگی جای سیاه حداقل خاکستری می شد

توی این دنیای پر از گرگ میش نما نمی شه صرفا شاد بود

نمی دونم چرا خواستم این جوابیه رو برای شما بنویسم اما جناب دوست دوستی هم توی این روزگار بوی نا گرفته از کجا معلوم کسی که امروز با صداقت دوستته توی دلش با ریا دشمنت نباشه

اعتماد و محبت و همه ی واژه های مقدس خدا تا اطلاع ثانوی برای من یه دروغ کثیفه

دنیای شاد ارزونیه همه ی آدمهایی که دل خوش دارن بذار من یکی توی لاک خودم میزبان غم باشم

یه روح خسته جایی از کسی تنگ نمی کنه

شاید تنها خوشحالی من توی زندگی این باشه که فهمیدم جز خدای لایتناهی کسی ارزش اعتماد و محبت رو نداره

خوش باشید

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 17:41  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
من اومدم 

سلامممممممممممممممممممم 

 

دوباره زمین می خورم

بلند می شوم

بعد از تو دیگر نمی توان در این چهار دیواری کهنه راه رفت

خاطرات تو محکم به من تنه می زنند

دوباره زمین می خورم

باید.......

( پرستو عیوض زاده )

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 19:58  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
سلام

از محبت همتون ممنون

یه مشکلی برام پیش اومده

اما زود برمی گردم

دلم برای همتون تنگ شده

فراموشم نکنید  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 19:29  توسط  طوبی ღ♥ღ  | 
 
  بالا