|
تنهایی های من
|
||
|
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد |
هيچ وقت ولنتاين رو دوست نداشتم
قبول اين موضوع كه فقط يك روز براي كسي عزيز باشم برام سخت بود قبول اينكه فقط همون يه روز دلبري كنم و محبت توي ۴ تا حرف به ظاهر عاشقونه خلاصه بشه برام آزار دهنده بود
معني جشن گرفتن اين روز رو توي ايران نمي فهمم اين روز توي فرهنگ غربيها يه روز خاصه و دليل خاص خودش رو هم داره و روز عشاقه اما به نظر من اينكه من يك هديه بدم و يك هديه بگيرم لوس و بي معني مياد اونم توي ايران و بين دوستي هايي كه دووم ۱ ماهه و نهايتش ۱ ساله دارن
چند نفر از ما جمله ي دوستت دارم رو هنگام تقديم هديه ي ولنتاين از ته دل مي گيم؟
چند نفرمون نگاهي كه توي چشم به اصطلاح عشقمون مي كنيم يه نگاه صادقانه است؟
چند نفر از ما فقط براي اينكه متهم به خساست نشيم هديه مي ديم؟
چند نفرمون براي رو كم كني دنبال شمع و گل و شكلات گرون قيمت تر هستيم؟
ارزش عشق همينه؟ اينكه من توي چشم يارم نگاه كنم و از روي عادت يه دوستت دارم بگم و خرس سفيدي كه هيچ معنايي نداره رو بهش هديه كنم؟
اگه عشق عشق واقعي باشه و ادعاي عاشقي از سر و روي آدم نباره همه ي روزها روز عشقه
با همه ي اين حرفها ولنتاينتون مبارك اميدوارم اونهايي كه عشقشون پاك و آسمونيه قدرش رو بدونن و اونهايي هم كه از روي عادت عاشق مي شن زودتر به يه عشق پاك مهمون بشن
معشوق هزار عاشق همراه دلهاي مهربونتون

مشت بر مهره ی تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی
از همین نغمه ی تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی
قلب صد پاره ی من مهره ی صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن رشته ی ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟
( نغمه رضایی )
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتند
می خواهم عشقت در دل بمیرد
می خواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد
هر عشقی می میرد خاموشی می گیرد
عشق تو........................................

هر چیزی یه آغازی داره
آغاز زندگی گریست
آغاز عشق نگاهه
آغاز دل محبته
آغاز کینه یه تلنگر درد به دله
آغاز دویدن قدم زدنه
آغاز رسیدن رفتنه
و
آغاز مرگ زندگیه
و هرچیزی یه پایانی داره
پایان زندگی کاش تبسم تو و اشک دیگران برای نبودن وجود تو باشه نه اشکی که برای درکنارت نبودن می ریزن اشک نریزن که چرا نیستی تا وجودت و بودنت تسلی دلشون باشه
پایان عشق کاش فراموشی باشه نه حسرت
پایان کینه کاش گذشت باشه نه نفرت
کاش پایان هرچیز یه حس قشنگ باشه نه دریغ و ای کاش و اماو......
دل آدم ها هم یه اول داره یه آخر عین یه پازل می مونه اگه درست بسازیش لذت برد تمام وجودت رو می گیره اما اگه پازلت رو با کمک کسی درست کنی یا اگه بدی تا بقیه باهاش سرگرم بشن یا وقتی بی حوصله ای بخوای باهاش سرگرم بشی فاتحه اش خوندست شاید یه تیکه اش دست کسی جا بمونه شاید یه تیکه اش گم بشه یا شایدم اشتباه بسازیش اونوقته که شب برات رنگ درده و روز برات هیچ مفهومی جز بیهودگی نداره
پازل دل آدمها یه حسن خوب داره می تونی خرابش کنی و از اول بسازیش اما لازمه قبلش اراده داشته باشی و به خدای فرشته ها اعتماد کنی
یه نفس عمیق بکش یه یا علی بگو و خرابش کن نترس خرابش کن و دوباره بسازش توی خلوتت بسازش و موقع ساختنش فقط به خودت فکر کن و به وجودت به اینکه فقط لحظه های خوب رو مهمون دل کنی و یه مهر فراموشی روی تموم لحظه های تکرار بزنی موفقیت حق توه سهم توه پس خودخواه باش و فقط برای شادی خودت پازل روبساز
پایان پازل پایان دل توه با یه دنیا آرزو که لابه لای تیکه های پازل جا خوش کرده
حالا توی آینه به خودت نگاه کن شدی همون خانوم کوچولو که دلش برای بادکنک بازی پر می کشه
و حالا
بهار را باور کن
سلام
دلتنگم دلتنگ همه ی روزهای خوب دلتنگ همه ی روزهایی که عشق مهمون دل بود درست یه مهمون ناخونده بود اما خب بالاخره مهمون که بود مگه نمی گن مهمون حبیب خداست پس عشق ناخونده هم حبیب خداست
دلم برای همه ی روزهایی که خدا پشت دریچه ی دلم می نشست و برام از دشت محبت لاله ی سرخ می آور تا دل تاریک یار روشن بشه تنگ شده
یه روزهایی من بودم و دل بود و یه دنیا فکر و یه عالمه ساعت خوش که از هرکدوم یه دنیا خاطره می بارید و حالا من موندم و یه دل تهی و یه دنیای بی عشق و یه عالمه خستگی
شاید نباید حتی دلتنگ باشم دلتنگ روزهایی که خدا هم بهم نزدیکتر بود دلتنگ روزهایی که برای بودنم با عشق دعا می کردم
خستم دلتنگم و......
مهم نیست توی این دنیای بی رنگی...
این نیز بگذرد
نشنو از نی ، نی حصیری بینواست
بشنو از دل ، دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه ی دلبر شود
|
|