|
تنهایی های من
|
||
|
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد |
سلام واقعا نمی دونم چی بگم شاید مصلحت خدا بود که دیگه نگاهم به نگاه فرشته کوچولو گره نخوره
همین الان از سر خاکش اومدم
بدن کوچولوش رو شستن و مهمون خاکش کردن
الان وسط بهشت نشسته و داره برای خدا اتل متل توتوله می خونه خدا هم موهای قشنگش و نوازش می کنه و یه بوس کوچولو از لپهاش می دزده.
فقط اینجا دل بی قرار مادرشه که بهونه ی نفس کشیدنش پر کشیده تو آسمون هفتم خدا
لطفا این بار از خدا تمنا کنید که صبر رو مهمون دل مادر فرشته بکنه
سفر بی خطر آریانا
یه روز زیبای خدا وقتی که مهربونی توی کوچه پس کوچه های دل عشق رو نقاشی می کرد یه فرشته کوچولو قدم به عالم هستی گذاشت
۳ سال از اون روز زیبا گذشت مادر فرشته کوچولوی ما با تمام خنده هاش خندید و با تمام اشکهاش گریه کرد ۳ سال گذشت و خانم کوچولو ی ما یاد گرفت که چه جوری همه ی دلها رو بی قرار کنه ۳ سال گذشت و با بودنش به همه یاد داد که بین همه ی سیاهی های دنیا می شه زندگی رو مثل اون آبی دید آبی آبی
حالا یه تخت گوشه ی یه شهر بزرگ پر از آدم بزرگها پر از پستی و ریا
مهمون فرشته ی ماست
فرشته کوچولو دیگه نمی خنده دیگه بازی نمی کنه دیگه صدای قشنگش توی گوش این دنیای نامرد نمی پیچه
بهار اومد ولی دنیای ما بی صدای خنده های کوچولوش خزون شد
بهار اومد ولی خدا به دل ما غصه رو عیدی داد
اشکهام و از چشمای قشنگ فرشته پنهون می کنم آخه دلش طاقت دیدن غصه رو نداره طاقت نداره ببینه که بهار اومده ولی دستاش جون نداره تا شکوفه های درخت ها رو برامون عیدی بیاره
خدایا
تو رحیمی کریمی بخشنده ای عاشقی تو بنده رو آفریدی به حرمت نام مقدس مادر به حرمت زلالی اشکهاش به حرمت دل بی قرارش قسمت می دم به نجابت زهرا به پاکی زینب به دل شکسته همه ی مادرهای عالم قسمت می دم فرشته کوچولو رو پیش خودت نبر
امید نا امیدها به امید شفا کبریات رو می لرزونم چون همه می گن خدا شفای دلهای بی قراره
شما هم دعا می کنید نه؟
|
|